* سیاوش قمیشی Siavash Ghomayshi *

سلامی چند باره !

با سلام.

بعد از گذشت چند ماه از آخرین پست وبلاگ، باز فرصتی دست داد تا در میان شما باشیم. گرفتاری‌های درسی و شغلی بی‌سابقه‌ای كه در این مدت برای من و امید وجود داشته و همچنین نبودن اخبار مهمی از سیاوش بعد از انتشار آلبوم روزهای بی‌خاطره .... همه و همه موجب شد كه به‌روز شدن اینجا تا به امروز به تعویق افتد. امیدواریم این سخنان را به عنوان توجیه تلقی نكنید، چون واقعاً فرصت مناسبی كه طی آن با "فراغ خاطر" به این وبلاگ بپردازیم وجود نداشت و چون دوست هم نداریم این وبلاگ را با هر چیزی پر كنیم، ترجیح دادیم تا مدتی سكوت اختیار كنیم. (حال دوست دارید بپذیرید و یا نپذیرید)

به هر حال ... در خلال این مدت دوستانی بودند كه با ارسال E-mail درخواست سفارش مجموعه حكایت عادت را داشتند. در اینجا باید گفت كه متأسفانه به دلیل اتمام Pack های مجموعه و نیز رو به اتمام بودن CD های مخصوص آن، در حال حاضر امكان سفارش وجود ندارد. هرچند با گذشت بیش از یكسال از انتشار این مجموعه موارد جدیدی كه شرایط اضافه شدن به این مجموعه را دارند مهیا شده كه امروزه نبود آنها به موضوعیت كامل بودن این مجموعه لطمه می زند. از همین رو در نظر داریم در فرصت‌های آتی نسخه‌ای كاملتر و متفاوت‌تر را به علاقه مندان تقدیم كنیم كه در آینده نزدیك در مورد آن بیشتر خواهید شنید.

 

حدود دو یا سه هفته پیش از جانب یكی از علاقه مندان به سیاوش E-mail دریافت كردیم كه در آن نظرات خود را در مورد یكی از بحث های اخیر وبلاگ های سیاوش قمیشی (آوردن سیاوش به ایران) بیان كرده بود و درخواست انتشار آن در این وبلاگ را داشت. از آنجاییكه موارد مطروحه در آن "تا حدودی" با مواضع این وبلاگ در مورد این طرح مشابهت دارد، راضی به انتشار آن شدیم كه در ادامه متن نامه این دوست را بدون كم و كاست به حضور شما عزیزان عرضه می‌كنیم.

با آرزوی موفقیت برای تمامی شما عزیزان، وحید.

 

 

با سلام و خسته نباشید.

روی سخنم با دوستان عزیزی است که طرح حضور سیاوش قمیشی در ایران را مطرح و دنبال می کنند.

نفس  کار زیباست. شاید برای یک هنرمند میهن دوست در دیار غریب به پایان رساندن غم غربت و پایان دردِ دوری از "هوای خونه" هیچ ارج نهادن و اجری بالاتر نتوان متصور شد. اما چه می توان گفت که افسوس و دو صد رنج، که هیچ امیدی به اجرایی شدن این طرح نیست!

به عنوان یک طرح نمادین از آن استقبال می کنم و حمایت معنوی خود را از آن اعلام می کنم. اما از لحاظ اجرایی شاید طراحان و پیگیری کنندگان این طرح، مسائلی را فراموش کرده و یا خود را به فراموشی زده اند! شاید فراموش کرده‌اند که اینجا "ایران" است  و "از هیچ رو" با هیچ تکه ای از این کره خاکی قابل مقایسه نیست. گویا فراموش کرده اند در این مملکت بر سر هنر و هنرمند چه ها که نیاورده اند و نمی‌آورند...

 برخی هنرمندان متعهدی که در وطنشان ماندند، جز خون دل خوردن و نهایتا مرگی حزن انگیز، پایان خوشی نداشتند. غم خانه نشینی "فرهاد" و ممنوع الصدا شدنش دردی بر دل او نهاد که شاید بارها او را حسرت‌نشینِ  "رفتن" کرد. خون دل خوردن‌هایش برای کسب مجوز آلبوم و برگزاری کنسرت دردمندانه وقتی فراهم شد که "درد" کار خود را کرده بود و فرهاد "آن دنیایی" شده بود.... و تو وقتی "دردت" می‌گیرد که فریاد فرهاد را در تلویزیون می‌شنوی که "عمو یادگار! مرد کینه‌دار! مستی یا هشیار؟ خوابی یا بیدار...؟" و تصویر بر روی بوش و بلر می چرخد(!)، و دلت می خواهد فریاد فرهاد را بر سر "مردان هنر" فریاد بزنی که "هنر" را به "هیچ" انگاشتند و "مردانی کینه‌دار" بیش نبودند... آنها که داستان زجر "فریدون فروغی" را می دانستند، چاره‌ای نداشتند جز اینکه در مرگ او، در تشییع جنازه اش با او همصدا شوند و فریاد برآورند که "عمریه غم تو دلم زندونیه... دلِ من زندون داره تو می‌دونی...!" کاش مزارش را که غریبانه در تپه‌ای دور از همه کینه توزان و زندانبانانش آرام گرفته است دیده باشید. کم نیستند این فرهاد ها و فریدون ها. اگر بخواهیم پایه‌های دیگر هنر متعهد را بر آنها بیافزاییم باید از بزرگان ترانه یاد کنیم. آنها که گاه بردن نامشان هم جرم است! هرچند (سوء) استفاده از هنر این بزرگان، در برخی موارد خاص مثل تبلیغات ریاست جمهوری برای کسب رأی ملت هرگز مجرمانه نیست!!! چون كمتر كسی متوجه می‌شود كه موزیك متن فیلم تبلیغاتی آقای احمدی نژاد در قسمتی كه پیروزمندانه نماهایی از خانه مجلل شهردار سابق را به تصویر می كشد، همان نوای آشنای آهنگ Faces in Stone از تنها آلبوم بی كلام سیاوش (City Of The Sun) است .... . شاملوها و مشیری ها و اخوان ثالث ها و... همه و همه غریبانه ماندند و دردمندانه رفتند... اما  آنها که در وطن ماندند و (هنوز) زنده مانده‌اند... از کوروش یغمایی معترض بگویم یا بابک بیات بی‌بال و پر؟ یا از مثنوی هفتاد من کاغذ گوشه نشینی‌ها و فسردگی و خاموشی آنها...؟؟؟ ... و حتی از استاد شجريان، ستون گرانمايه موسيقی اصيل كشورمان بگويم كه تنها وقوع فاجعه بم سبب شد سكوت اعتراض آميز خود را در برگزاری كنسرت در داخل كشور بشكند ....

و اما آنان که از این خاک دل کندند و غم غربت را بر غم عزلت ترجیح دادند و در غربت متعهد ماندند، (که دردمندانه متعهدانشان به تعداد انگشتهای یک دست هم نمی رسد)...

اگر قمیشی‌ها، قنبری‌ها، جنتی عطائی‌ها، سرفرازها، فردمنش‌ها و ... در غربت مانده‌اند و بر سر تعهدشان نیز. ما چه کنیم؟ مغرورانه به غم غربتشان غم عزلت نیز بیافزاییم؟؟؟

دوستان عزیزم... فراموش نکنید که اینجا "ایران" است و اگرچه مرزیست پر گهر؛ اما بهتر آنکه این گوهرهای درخشان را دور از این مرز "نگهداری" کنیم و "دردمندشان" نکنیم و دردشان را "نخواهیم".

راه دور نمی‌روم... شخصا مرورگر مثال زیر بوده‌ام:

در این مرز پر گهر شرکت پست جمهوری اسلامی ایران، بنا به "قانون" و با "تفسیر" وزارت ارشاد، اجازه ورود آلبوم زيبا و هنرمندانه سیاوش عزیز -  که از آن سوی آبها بر اساس  محبت یک هموطن برای استفاده شخصی وارد ایران شده است - را نمی‌دهد. در خوش‌بینانه ترین حالت اگر محکوم نشوید که چرا برایتان یک CD مبتذل (!!!؟؟؟) و غیرمجاز (!؟) ارسال شده است، به شرکت پست احضار می شوید و حکمتان اینگونه انشاء می شود که پیوستِ توقیف یک حلقه CD غیر مجاز "روزهای بی‌خاطره" را پی‌ نوشت نمائید که " خواستار مخدوش و معدوم شدن یک حلقه CD غیرمجاز ارسالی برای اینجانب هستم" ... و این است سرنوشت ورود یک اثر هنری به مرز پر گهر! اثری که در آن جز نوازشهای هنرمندانه ای از صلح و دوستی و درد غربت و درد اجتماع و درد عشق و درد بشری، هیچ چیز مبتذل دیگری (!!!؟؟؟) شنیده نمی‌شود؛ حتی صدای زن! ( نمی دانم که باید ساعتها و نشست و تفکر نمود، یا فقط گریست که در مملکت من صدای زن ممنوع است... و آيا تصوير يك ساز موسيقی اينقدر كريه است كه هيچ نشانی از آن در سيمای جمهوری اسلامی نيست !!)

این نحوه برخورد با یک آلبوم ضبط شده است. واقعاً چه امیدی می‌رود که سیاوش در سرزمين مادری خود خانه‌نشین نشود؟ چه تضمینی می‌دهید که سیاوش در وطن بر اساس خواست "آقایان" بنوازد و بخواند؟؟؟

 آیا واقعا این را می خواهید؟؟؟؟

 

طرح "نمادین" شما عزیزان را می ستایم. صمیمانه نکته ای را یادآور می‌شوم.  به فرض محال شما در آخرین نقطه اجرای این طرح زیبا، باید با شخصی با نام "صفار هرندی" مصالحه نمایید. "وزیر محترم ارشاد" نمی دانم تا چه حد وی را می شناسید، اما من با خواندن مقاله‌هایی که به قلم او در روزنامه کیهان "فرسوده" شدند، "بزرگ" شده‌ام. سفاک مرتجعی که امید به صلاحش نمی رود... که در ارتجاع و قرائت خشک از دین "بی‌نظیر" است... زیاده نمی‌گویم. آخرین دستور ایشان در سلاخی موسیقی پاپ آن هم از نوع وطنی را طی یک خبر معمول (مثل خیلی خبرهای معمول دیگر!) بخوانید:

{

به دلیل استفاده از آهنگ‌‌های ضد ارزشی و بی‌محتوا درتهیه آلبوم‌های موسیقی برخی از خوانندگان، تهیه و تولید هرگونه موسیقی پاپ از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ممنوع اعلام شد .

مهراج محمدی، خواننده موسیقی پاپ که آثار قابل توجهی از او در تلویزیون پخش شده گفت: به دلیل استفاده برخی از خوانندگان این نوع موسیقی از آهنگ‌های مبتذل، ضد ارزشی و بی‌محتوا، تولید و تهیه هرگونه آلبوم و برگزاری کنسرت از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ممنوع اعلام شد.

وی افزود: از دو سه سال پیش تاکنون برخی ازخوانندگان که به جای استفاده از اشعار ارزشی آهنگ‌های مناسب اجتماعی درتنظیم و تهیه آلبوم از شعرهای بی‌محتوا و غیر ارزشی آهنگ‌های غیر اخلاقی که بیشتر شبیه کارهای خوانندگان لس آنجلسی بوده، استفاده می کردند آن آلبوم‌ها را در اختیار بازار موسیقی قرار می‌دادند که همین کارها، باعث لغو مجوزهای برخی از خوانندگان موسیقی پاپ برای تهیه آلبوم و برگزاری کنسرت از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شد.

منبع : باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران

}

در این مرز پرگهر با مقوله "نازک" هنر نیز به مثابه یک پادگان نظامی برخورد می شود!   " تشویق یک نفر، تنبیه همه..."

باز فرض محال بگیرید که طرحتان به ثمر بنشیند و سیاوش عزیز در وطنش باشد، طبق این "ابلاغیه" این گونه تصور کنید که سیاوش عزیز، به زندگی در وطنش "تبعید" می‌شود و با "تعهد" عدم اقدام بر علیه امنیت ملی (!) حق دیدار خویشاوندانش در ایران را دارد...!

 

احتمالا تا کنون، گاه و بیگاه شاهد چهره و یا موفق به شنیدن صدای چهره هایی در رادیو و تلویزیون وطنی بودید که مجازند(!)، اما آلبوم های غیرمجاز(!) متعددی را روانه بازار کرده اند...! حتما با رضا صادقی و محسن چاوشی و حامد هاکان و ... در این ایام آشنا شده اید.

 

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل...!

 

بگذریم... تعدادی از دوستان نزدیک من حامی این طرح هستند و در جهت تحقق آن تلاش می کنند. صمیمانه در تمام مراحل زندگی برایشان آرزوی توفیق دارم و از ایشان تقاضامندم که آن را دنبال نکنند. و صد البته می‌دانم که سیاوش عزیز خود شرایط را بهتر درک می‌کنند.

 

برای تمام دوستداران و حامیان هنر این مرز و بوم  آرزوی موفقیت و برای سیاوش عزیز و تمام هنرمندان متعهد وطنم، آرزوی سلامتی و طول عمر "با عزت" دارم... در پناه حق.

 

آنتی هیستامین

 

+ اميد و وحيد ; ۳:٠۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/۱٢/۸
comment نظرات ()