:: کنسرت تورنتو

 

... هنوز وقت استراحت بین دو خواننده ست. آخرین برنامه امشبه... حتما می دونستن که همه به خاطر اون می آن که برنامه اون رو گذاشتن آخر... خود به خود، جلوی سالن شلوغ میشه. انگار اولین برنامه ست...! همه پر از انرژی منتظرن. انگار نه انگار که مایکل و کامران و هومن و لیلا قبل از اون برنامه داشتن و احتمالا باید انرژی مردم رو گرفته باشن... همه به خاطر اون اومده بودن....

خود به خود، فشار جمعیتی که از از انتهای سالن سعی می کردن خودشون رو به جلو برسونن بیشتر و بیشتر می شه. خود به خود، سر میزها خلوت میشه و کمتر کسی رو می تونی ببینی که دور میز نشسته باشه. همه به احترامش بلند شدن و ایستادن... هنوز نیومده روی سن بعضی ها دارن جیغ می زنن... بعضی ها اسمشو داد می زنن. ارکسترش میان روی سن. همه واسشون جیغ می کشن. حتی با اینکه شاید هیچکدومشون رو هم نمی شناسن. ارکسترش شروع می کنه... یه آهنگ آشنا...اگه تو بری ز پیشم...؟

 

هنوز نیومده روی سن. همه چشماشون روی صحنه اس... همه از ساعت 8:30 شب اومدن که فقط اون واسشون بخونه. ساعت 9:30 درها رو بستن. همه تا ساعت 1:30 شب واسش صبر کرده بودن. ارکستر هنوز داره مقدمه اگه تو بری ز پیشم رو می زنه...بالاخره با پیراهن و شلوار و کفش مشکی ساده میاد رو سن... سالن میره رو هوا... صداش تو اون همه جمعیت گم میشه : مگه میشه یه پرنده بمونه بی آب و دونه....؟ جمعیت آهنگ رو می خوندن و اون همراهیشون می کرد...!

<?xml:namespace prefix = o />

همه هوار می زنن: "سیاوش دوست داریم... سیاوش دوست داریم..."

اول از سه نفر گوشه سمت چپ سالن شروع میشه: "سیاوش دوست داریم... سیاوش دوست داریم..."

بعد میشه همه کسانی که سمت چپ ایستادن: "سیاوش دوست داریم... سیاوش دوست داریم..." بعد همه سالن، همه با هم:

"سیاوش دوست داریم... سیاوش دوست داریم... "

بر میگرده  به گوشه چپ... چشماشو به جمعیت اون کنار می دوزه. معلوم نیست از دور به کی نگاه می کنه...

"قربونتون برم... منم که شماها رو دوست دارم که اومدین امشب اینجا..."

ادامه میده... "فصل پاییزی من که می رسه ...." جمعيت آنچنان فرياد می زنن که گويا دارن از نفس می افتن، لابد واسه همین، همه فریاد می زنن: "نفسم در نمی آد، به چشم خواب نمی آد، دل من تو رم  خواد؛ چشم من گریه می خواد...!"

 مسئولان امنیت سالن نرده کشیده بودن که مردم از حدی بیشتر جلو نرن. فقط گوشه سمت چپ و گوشه سمت راست رو اجازه دادن که مردم بایستن. داشتیم از نرده ها می رفتیم بالا... صداهامون از هنجره هامون نمی اومد... صداها از ته دلهایی بود که با آهنگاش یه عمر، روز و شب سر کرده بودند... همه فندکها و Cell phone ها رو روشن کرده بودن ...

" تو یه تاک قد کشیده ... تو هجوم باد وحشی، سپر بلاتم عمری..."

 

از بس جیغ کشیده بودیم، اشکامون در اومده بود... این اشک از چشمامون بود یا دلامون...؟ نمی دونم...

بعدش رفت سراغ روزهای بی خاطره... با اینکه آهنگهاش روزهامون رو پر از خاطره کرده...

" گریه کن گریه قشنگه..." یادم نمی آد تو عمرم این همه داد زده باشم، اونجوری که داد می زدم: "سر بده آواز هق هق، خالی کن دلی که تنگه... گریه کن گریه قشنگه..."

" منم... تنهاترین جزیره روی زمین..." مردم باهاش جیغ می زدن که هیچ وقت نشنون سیاوش احساس تنهایی می کنه.... خوش به حالش که تنهاییش تو فریاد جمعیت گم میشه...

 

وقتی " بارونُ دوس دارم هنوز" رو شروع می کنه، هیچ کلمه ای رو نمی تونم بکار ببرم که بتونه احساسم رو توصیف کنه... بعد هم شروع می کنه "... خسته شدم بس که دلم .... دل به صدای من نبند..."

خودش آخر این آهنگ میگه "با حضور شما، خستگی معنی نداره..."

باز هم صدای جیغ... باز هم "سیاوش دوست داریم... سیاوش دوست داریم..."

....

"... یاد من نبودی اما من به یاد تو شکستم..." تنها حسی که تو بدنم باقی مونده بود، دردی بود که وقتی جیغ می زدم پشت سرم حس می کردم... ولی درد اون لحظه معنی "درد" نداشت... " تا ابد تا ته دنیا تا همیشه یاد من باش..."

... ادامه داشت. هر آهنگی که شروع می شد مثل یه خون تازه ای بود که توی رگهای مردم ریخته می شد. قوانین طبیعت به هم ریخته بود. هر چقدر بیشتر هیجان و انرژی خرج می کردیم، انرژیمون بیشتر می شد. هیچ کس خسته نمی شد...

 

"... تا که یک روز تو رسیدی، توی قلبم پا گذاشتی، غصه های عاشقی رو تو وجودم جا گذاشتی، زیر رگبار نگاهت دلم انگار زیر و رو شد، برای داشتن عشقت همه جونم آرزو شد.... تا نفس کشیدی انگار، نفسم برید تو سینه، ابر و باد و دریا گفتن حس عاشقی همینه...." (download)

 

فقط من نبودم... همه... همه مثل من، همه مثل همه... حتی یکبار هم از مردم نخواست باهاش همراهی کنن، مردم از اول تا آخر باهاش هم فریاد شده بودند.

شب بخیر میگه... از همه تشکر می کنه واسه حضور با شکوهشون... و با بی سرزمین تر از باد شب رو تموم می کنه. یه تعظیم قشنگ، واسه همۀ احساسی که خالصانه به پاش ریخته شد... به پای خودش، صداش و آهنگهاش...

از سن میره پائین.. ارکسترش هنوز داره آهنگ رو می زنه... مردم هم هنوز دارن داد می زنن: "سیاوش دوست داریم... سیاوش دوست داریم..."

کم کم مردم پراکنده می شن... همه از سالن می رن بیرون... یه شب پر خاطره... یه شب خوش... شبی که جای همه خالی بود... جای همه...!

 

 

«فرشته - دوشنبه ۱۰ اکتبر ۲۰۰۵ - تورنتو»

 

<>

/ 104 نظر / 52 بازدید
نمایش نظرات قبلی
tehran

سلام: .وبلاگ جالبی داری دو ست عزيز سايت تازه تا سيس تهران باکس برای پيشرفت احتياج به پشتيبانی شما داره پيشاپيش از حمايتتون متشکريم

KOmail

آلبومی که در باره اش خيلی حرف و حديثه ... اگه می خواهيد بدونید و ببينيد کدوم وبلاگ بهتر می تونه تفسيرش کنه ٬ بهتره دنبالش نگرديد ! چون تفسيرگر واقعی خود ماهاييم ! ( رفتارمون و عکس العملی که از خودمون نشون می دیم ! ٬ همین چیزایی که هست ....حتی تهمت ها ! ) بعضيا با حرفای خيلی زشت... و به سادگی از مطالب می گذرند . چه کارش ميشه کرد؟ ( هيچ کاری ! ) هر کی سهمی داره و به اندازه سهمش از اين آلبوم.... می بره ! و به اندازه سهمش حرفاشو می زنه و اگه کسی با حرف های خيلی زشت به جون کسی بيافته ٬ ( اگه تهمت بزنن به تار و پودش...عطر محبوبه شب پشت هر ديوار سنگی راه داره ! ) ٬ (به نظر من يکی از مشخصات اين آلبومه هيچ تعجبی نيست ) اونا سهمشون بيشتر از اين نيست . اونايی که اينطوری هستن : اونوقته که روزاشون بی خاطره ميشه !

KOmail

برای يه خواننده بالا و پايينی وجود نداره اگه خيال کنه که بالا هستش مطمئن باشيد دوباره سقوط می کنه ! و خيال کنه چون بالاست نبايد بياد کامنت طرفدارانشو بخونه ! يه خواننده موقعی زنده هست که طرفداری داشته باشه و گوشش کنن ! پس مطمئن باشيد استاد مياد اينارو می خونه ( و اگه یه هنرمند نياد ٬ بايد تو شخصيتش شک کرد ! ) مگه سياوش عزيز نيست که مياد بين هزاران هزار شعر که بيشترش از ايران هستش رو می خونه تا يکی رو انتخاب کنه او بايد با طرفداراش ياشه ! (و در ضمن اين وبلاگ فقط برای طرفدارای تو ايران هستش ؟‌ ) دوستان ٬ استاد اين چیزایی که ما می نویسیم و می خونه و پیش بینی کرده که همچین روزای بی خاطره برای خیلی ها در پیش هست . اگه سياوشو دوست داريد يا عاشقش هستيد ٬خوبه ( مثل خودم ) ولی بياييد تعصبات غلط رو کنار بگذاريد ! تا دچار چنين وضعی نشيد !!!!!.

KOmail

من هيچ وقت فکر اینو ( که طرفدارای سياوش بيان و با کلمات خيلی زشت جواب کسی رو بدن يا به کسی تهمت بزنن ) نمی کردم ! چون اکثر طرفداراش تحصيل کرده هستن ( ولی ..... چی بگم ! ) من هرگز از طرفدارای سياوش پيش دوستان و ..... صحبت باز نخواهم کرد ! چون قبلا خيلی ازشون تعريف می کردم . وحالا چيزی ندارم بگم !

رهایی ازقفس

فقط می خوام یه چیزی رو به یکی ازدوستان بگم...اونایی که 10-12 ساله قمیشی گوش می دهند"بلد"نیستند برن کنسرت و اسم سیاوش رو داد بزنند...یعنی کسی که با "عادت" یا با "هدیه" عاشق سیاوش شده نمی تونه بره تو کنسرت و کاری رو بکنه که طرفداران سایر خواننده ها می کنند...خود سیاوش هم اینو می دونه... "راهی رفتن است وبس.............به جست وجوی همنفس"

.......

. .

مسعود

ياد باد ياد گذشته شاد باد.

محمد

هه هه هه هه هه! عجب جوکی راه انداختید اینجا. شما واقعا اینقدر ساده اید یا خودتونو به قول خودتون خر می کنید؟ اول اینکه سیاوش فرصت سرخاروندن نداره چه برسه بیاد مزخرفات ما رو بخونه! اون فیدبک رو توی کنسرت و فروش آلبوم میگیره نه توی ایران که بازاری نداره و همش تقلب هست. مگه شما اینارو نمی فهمید؟ مگه تو مصاحبه جام جم نگفت اشعار ساده برای چه مخاطبینی هست؟ در مورد این وبلاگ هم بگم که صاحبان وبلاگ با توجه به نوع شخصیتشون میخوان شما رو ادب کنند که مثل سابق بشین. خوب شما چرا اینو نمی فهمین؟ نمی دونین واقعا چرا وبلاگ به روز نمیشه؟ خوب این یه مانوره دیگه. حالا هی بیاین اینجا و منت کشی کنین. تا افراد وبلاگ خودشون مثل سابق نشن به خدا این وبلاگ مثل قبل نخواهد شد.

KOmail

ديگه چي بگم....؟!!! ( با اسم میل من چرا ؟... آخه چرا نمیاین درست حرفاتونو بزنین ! با حرفایی خیلی زشت.....تعجبی نیست ...*حالا می فهمم تهمت زدن و....چه حسی داره ! ٬ اگه تهمت بزنن به تار و پودش ٬ حالا می فهمم سیاوش و خاک من چه حسی دارن ! با اینکه مقدار کمی از حسشون هستش ...خیلی سخته !!! * من نمي خوام بعضيا رو متقاعد کنم ! ( اونا سهمشون بيشتر از اين نيست که ميان اينجا و اين چيزا رو مي نويسن ! ) مگه اينو از آلبوم نگرفتين که ديگه قرار نبود سياوش .........مگه سکوت نبود....مگه تو سايت سياوش خبري از هيچ کنسرتي نبود.....چي ميشه که سياوش مياد کنسرتي ميزاره ! اونم پس از ماهها سکوت ....که قرار بود خيلي بيشتر از اينا باشه ! ... يا ... براي هميشه !.....( شما هنوز هم باور نداريد که سياوش اينا رو نوشته ) حس و حال آلبوم خيلي مشخصه ! اگه تو کنسرت هاي اخير سياوش دقت کنين شايد يه جورايي متوجه آلبوم بشين ! ( مثلا چرا اين آهنگ اول و اون آخر باشه ! ) حتي تو تنظيم آهنگهاي آلبوم......

KOmail

جالب اينه که خبر کنسرت سياوش چند روز یا چند هفته بعد از کامنت سياوش هستش....هنوزم بعضيا باور ندارن ...! ( در جواب بعضيا که هی ميگن چرا اين وبلاگ به روز نميشه.... از نظر خودم بگم : فکر کنم بهترين به روز رسانی ٬ خود ماييم ٬ حرفهای ما .. رفتارمون و ....اين چيزايی که هست ٬تهمت و خيلی چيزای ديگه..... اينا می تونه بهترين تفسير اين آلبوم باشه ! )